6. وعَنْ أبی إسحاق سعد بن أبی وقاص رَضیَ اللَّه عَنْهُ قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَعُودُنِی عَامَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ مِنْ وَجَعٍ اشْتَدَّ بِی، فَقُلْتُ: إِنِّی قَدْ بَلَغَ بِی مِنَ الْوَجَعِ مَا تَرى، وَأَنَا ذُو مَالٍ، وَلا یَرِثنِی إِلاَّ ابْنَةٌ، أَفَأَتَصَدَّقُ بِثلُثیْ مَالِی؟ قَالَ: «لا». فَقُلْتُ: بِالشَّطْرِ، فَقَالَ: «لا». ثمَّ قَالَ: «الثلُثُ وَالثلُثُ كَبِیرٌ ـ أَوْ: كَثیرٌ ـ إِنَّكَ أَنْ تَذَرَ وَرَثتَكَ أَغْنِیَاءَ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَذَرَهُمْ عَالَةً یَتَكَفَّفُونَ النَّاسَ، وَإِنَّكَ لَنْ تُنْفِقَ نَفَقَةً تَبْتَغِی بِهَا وَجْهَ اللَّهِ إِلاَّ أُجِرْتَ بِهَا، حَتَّى مَا تَجْعَلُ فِی فِی امْرَأَتِكَ» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، أُخَلَّفُ بَعْدَ أَصْحَابِی؟ قَالَ: «إِنَّكَ لَنْ تُخَلَّفَ فَتَعْمَلَ عَمَلاً صَالِحًا إِلاَّ ازْدَدْتَ بِهِ دَرَجَةً وَرِفْعَةً، ثمَّ لَعَلَّكَ أَنْ تُخَلَّفَ حَتَّى یَنْتَفِعَ بِكَ أَقْوَامٌ، وَیُضَرَّ بِكَ آخَرُونَ، اللَّهُمَّ أَمْضِ لأَصْحَابِی هِجْرَتَهُمْ، وَلا تَرُدَّهُمْ عَلَى أَعْقَابِهِمْ، لَكِنِ الْبَائِسُ سَعْدُ بْنُ خَوْلَةَ». یَرْثِی لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَنْ مَاتَ بِمَكَّةَ.(متفق علیه)

6. سعد بن ابی وقاص(رض) می گوید: «سال حجة الوداع، به شدت بیمار شدم. رسول خدا (ص)  به عیادت من آمد. عرض كردم: همینطور كه مشاهده می فرمائید من به شدت بیمارم و ثروت زیادی دارم. و غیر از تنها دخترم، وارث دیگری ندارم. آیا می توانم دو سوم سرمایه ام را صدقه دهم؟ آنحضرت (ص)  فرمود: «خیر». گفتم: نصف سرمایه ام را چطور؟ رسول خدا (ص)  فرمود: «خیر». سپس، فرمود: «یك سوم آنرا صدقه ده گر چه این هم زیاد است». و افزود: «اگر وارثانت را پس از (مرگ) خود، بی نیاز ترك گویی، بهتر است از اینكه آنها را فقیر رها كنی تا دست گدایی پیش این و آن، دراز كنند. و هرچه تو به خاطر خوشنودی الله برای زیردستان خود، انفاق كنی، اجر خواهی برد. حتی لقمه‏ نانی را كه در دهن همسرت قرار میدهی». عرض كردم: ای رسول خدا! آیا من پس از یارانم، زنده بمانم؟ رسول الله (ص) فرمود: «اگر چنین بشود، هر عملی را كه انجام میدهی، موجب رفع درجات تو خواهد شد. و شاید اگر زنده بمانی، گروهی از تو نفع ببرند و گروهی دیگر (مشركان وكافران) متضرر شوند. پروردگارا! هجرت یارانم را بپذیر و آنان را دوباره به كفر وگمراهی برنگردان. اما بیچاره سعد بن خوله... ». رسول الله (ص) با این جمله، برای سعد بن خوله، اظهار تأسف كرد زیرا وی در مكه ماند و همانجا درگذشت و موفق نشد هجرت كند».

 

7.وعَنْ أبی هُرَیْرَةَ عبد الرحمن بن صخر رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قال: قالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم:

«إنَّ اللَّهَ تَعَالَى لایَنظُرُ إِلَى أَجسَامِكُم وَ لا إِلَى صُوَرِكُم، وَلَكِن یَنظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم».(مسلم)

7.از ابی هریره(رض) روایت است كه گفت: پیامبر(ص)فرمودند:«همانا خدا به پیكرها و چهرهای شما نمی نگرد ،بلكه به دلهای شما می نگرد».

8. وعَنْ أبی موسى عبد اللَّه بن قیس الأشعری رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قال:سُئلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم عَنِ الرَّجُلِ یُقاتِلُ شُجَاعَةً وَ یُقاتِلُ حَمِیَّةً وَ یُقَاتِلُ رِیاءً أَیُّ ذلك فِی سَبیلِ اللَّهِ؟ فقالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم:«مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا فَهُوَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ».(متفق علیه)

8 .از ابو موسی عبدالله بن قیص اشعری (رض) روایت است که گفت: از آن حضرت (ص) در مورد مردی پرسش به عمل آمد، که برای اظهار شجاعت و دلیری یا از روی عصبیت قومی و یا به خاطر ریاء می رزمد، که کدام یک از اینها فی سبیل الله به حساب می آید؟ آن حضرت(ص) فرمود: «آنکه به خاطر اعلای کلمه الله بجنگد آن به حساب می آید».

 

9.وعَنْ أبی بكرة نفیع بن الحارث الثقفی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أن النبی صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم قال:

«إِذَا الْتَقَى الْمُسلِمَانِ بِسَیفِیهِمَا فَالْقَاتِلُ وَ الْمَقتُولُ فِی النَّارِ». فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! هَذَا الْقَاتِلُ، فَمَا بَالُ الْمَقتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ كَانَ حَرِیصًا عَلَى قَتلِ صَاحِبِهِ».(متفق علیه)

9.«از ابوبكره نفیع بن حارث ثقفی(رض) روایت است كه پیامبر(ص) می فرماید:«هرگاه دو مسلمان با شمشیرهایشان در مقابل هم قرار بگیرند قاتل و مقتول(كشنده و كشته شده) هر دو در آتش اند.گفته شد: ای رسول خدا! این شخص قاتل و كشنده است كه به دوزخ می رود ،مقتول و كشته شده چرا ؟ آن حضرت فرمود:«چون او حریص بود كه دوستش را بقتل برساند».

10.وعَنْ أبی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قال، قالَ رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم:

«صلاةُ الرجلِ فی جماعةٍ تزیدُ عَلَى صلاتِهِ فی سُوقِهِ وَ بیتِهِ بِضعاً وَ عشرینَ درجةً و ذلك أن أحدَهُم إذا تَوضأَ فأحسنَ الوضوءَ ثمُ أتى المسجدَ لا یریدُ إلا الصلاةَ، لاینهزهُ إلا الصلاةَ ، لم یخط خطوةً إلا رُفعَ بها درجةٌ و حُطَّ عَنهُ بها خطیئةٌ حتى یَدخلَ المسجدَ، فإذا دخلَ المسجدَ كان فی الصلاةِ ما كانت الصلاةُ هی تَحبِسُهُ، و الملائكةُ یُصَلُّونَ عَلَى أحدكُم ما دام فی مَجلسهِ الذی صَلَّى فیه یَقُولُونَ:اللَّهُم ارْحمهُ، اللَّهم اغْفِر لهُ، اللَّهم تُب علیهِ، ما لم یُؤذِ فیه ما لم یُحدِثْ فیه».(متفق علیه.هذا لفظ المسلم)

10.از ابو هریره (رض) روایت است که آن حضرت (ص) فرمود:«نماز شخص در جماعت بیست و چند درجه بر نمازش در خانه و بازارش برتری دارد؛ زیرا هر گاه یکی از شما درست وضو بسازد و سپس فقط به منظور ادای نماز مسجد بیاید، و هیچ امری جز نماز او را بسوی مسجد نراند، هیچ قدمی نمی گذارد مگر اینکه در برابر آن یک درجه مقامش بالا می رود و یک گناهش کم می شود تا به مسجد برسد چون به مسجد در آید تا هنگامی که نماز مانع برآمدنش شود، گویی در نماز می باشد و اجر آن را می برد، و فرشتگان تا مادامیکه یکی از شما در جای نماز خواندنش نشسته باشد بر وی دعا می فرستند و می گویند: خدایا! بر وی رحمت بفرست. خدایا! او را بیامرز، خدایا! توبه اش را بپذیر، تا لحظه ای که کسی را در آن اذیت نکرده یا بی وضو نشود».