آنچه كه دربارهی قبور از آنها نهی شده است

جایز نیست که برای زیارت قبور خود را مهیا کرد و بر روی آنها جشن و سرور به راه انداخت و یا مسجد بنا کرد و فانوس روشن کرد و همچنین گچکاری و بنا کردن و نشستن بر روی قبور مشروع نیست.

پیامبر ج میفرماید:

لا تشد الرحال إلا إلی ثلاثة المساجد:  المسجد الحرام و مسجد الرسول و مسجد الأقصی (متفق علیه)

تنها برای زیارت سه مسجد خود را آماده كنید: مسجدالحرام، مسجد من و مسجدالاقصی. (بخاری و مسلم)

امام مالک در موطأ از ابوهریره روایت میکند که گفت: به سوی کوه طور به راه افتادم. بصره بن ابی بصرهی غفاری را در راه دیدم، خطاب به من گفت: تصمیم داری به کجا بروی؟ گفتم: به طور.

گفت: كاش قبل از اینكه خارج شوی تو را میدیدم، چون از رسول خدا شنیدم كه فرمود: تنها برای سه مسجد به راه افتید: مسجدالحرام، مسجد من و بیتالمقدس.

در مورد شادی و سرور و جشن گرفتن بر روی گورستان، پیامبر ج میفرماید:

خانههای خود را به قبر تبدیل نکنید و قبر من را هم به سیاحتگاه مبدل نسازید، بر من درود بفرستید، چون درود شما هر جا كه باشید به من میرسد. (ابو داوود)

عید: علم است برای گردهمایی عمومی که مردم بدان عادت میکنند، با گذشت سال یا هفته یا ماه در مکانی اجتماع مینمایند، یا به تعبیر دیگر عادت گرفتن به رفت و آمد در مکان و زمان مشخص، از لغت «عاده» (برگشتن) و «اعتیاد» (عادت كردن) گرفته شده است، بنابراین برای مکانی که مردم برای عبادت یا غیره در آن اجتماع میکنند استعمال میشود، همانگونه که مسجدالحرام یا منی یا مزدلفه یا عرفه در شریعت اسلامی به عید تبدیل شدهاند یعنی در آن مکانها مردم جمع میشوند، اعیاد مشرکین دارای زمان و مکان مخصوصی بود، وقتی که اسلام آمد، آنها را باطل كرد و به جای آنها دو عید رمضان و قربان و روز عرفه مشروع گشت.

در مورد نامشروع بودن بنا کردن مسجد بر گورستان، عایشه در بیماری مرگ حضرت از ایشان چنین روایت میکند:

قَالَ فِی مَرَضِهِ الَّذِی مَاتَ فِیهِ لَعَنَ اللَّهُ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیَائِهِمْ مَسْجِدًا قَالَتْ وَلَوْلَا ذَلِكَ لَأَبْرَزُوا قَبْرَهُ غَیْرَ أَنِّی أَخْشَى أَنْ یُتَّخَذَ مَسْجِدًا (متفق علیه)

نفرین خدا بر یهود و نصارا، چون قبور پیامبرانشان را مسجد قرار دادند، عایشه میفرماید: اگر از این بیم نداشتم كه بر قبر حضرت مسجد ساخته شود اجازه میدادم قبرش را مشخص كنند. (بخاری و مسلم)

دوباره از عایشه روایت شده است که گفت: وقتی حضرت ج بیمار گشت، برخی از زنانش داستان حبشه را برای حضرت تعریف میکردند که بر روی در و دیوار آن تصاویر زیبا و قشنگی کشیده شده است، پیامبر ج سرش را بلند کرد و فرمود: اگر میان آنها مرد صالحی بمیرد بر روی قبرش مسجد میسازند، سپس آن تصاویر را بر آن میکشند، آنها بدترین آفریدههای خداوند هستند. (مسلم و بخاری)

شافعی میگوید: دوست ندارم که انسانی مورد احترام واقع شود و بعد از مرگ بر روی قبرش مسجد بسازند، چون بیم ایجاد فتنه بعد از او میان مردم خیلی زیاد است.

پیامبر ج میفرماید: بر روی قبر ننشینید و نماز نخوانید. (مسلم)

در مورد گچ کاری و بنا کردن و نشستن بر روی قبر جابر میگوید: پیامبر خدا از گچ کاری قبر و نشستن و بنا کردن بر آن نهی فرموده است. (مسلم)

در حدیث دیگری میفرماید: اگر یکی از شما بر روی آتش بنشیند و لباس و بدنش بسوزد از نشستن بر روی قبر بهتر است. (بخاری)

و دربارهی امر به یكسان كردن قبور با خاك ابیهیاج اسدی از علی بن ابیطالب نقل میکند كه علی ط گفت: آیا تو را به کاری بفرستم که حضرت ج در دوران خودش مرا برای آن مأموریت فرستاد؟ هر تمثالی را دیدی بشکن و هر قبر بلندی را دیدی با خاک یكسان کن. (مسلم)

ثمامه بن شفی میگوید: همراه فضاله بن عبید در سرزمین روم در رودس نشسته بودیم، یکی از یاران ما دار فانی را وداع گفت، فضاله دستور داد که قبرش را با خاک یکسان کنیم، سپس گفت: از حضرت ج شنیدم که فرمود: قبرها را با خاک یكسان کنید. (مسلم)

سنت است که قبر تنها به اندازهی یک وجب از زمین بلندتر باشد، نباید از این بیشتر باشد، همانگونه که اهل علم بیان کردهاند.

 

نوحهسرایی و داد و فغان بر میت

ایمان داریم که نوحهسرایی بر میت و زخمی کردن صورت و داد و فغان به راه انداختن یکی از کارهای دوران جاهلیت قبل از اسلام است که موجب خشم خدا و پیامبر میگردند، همچنین ایمان داریم بیشتر از سه روز تعزیه بر میت جایز نیست مگر برای زنی که شوهرش مرده باشد باید چهار ماه و ده روز در عزاداری باقی بماند.

پیامبر ج میفرماید: (لیس منا من لطم الخدود، و شق الجیوب، و دعا بدعوی الجاهلیه).(متفق علیه)

کسی که صورتش را زخمی و یقهاش را پاره کند و مانند اهل جاهلیت نوحهسرایی کند از ما نیست. (بخاری و مسلم)

ابی برده بن ابی موسی میگوید: ابوموسی به شدت بیمار شد و در حالی که سرش در آغوش یکی از زنانش بود از هوش رفت، یکی از زنانش فریاد کشید، ابوموسی نتوانست چیزی بگوید، وقتی که به هوش آمد گفت: از کسی که رسول خدا از او بری باشد من هم بری هستم، چون حضرت از كسانی که هنگام مرگ نزدیکان با صدای بلند گریه میكنند و یا سر را میتراشند یا یقه را پاره میکنند بری است. (مسلم و بخاری)

عبید بن عمر میگوید: امسلمه گفت: وقتی ابوسلمه دار فانی را وداع گفت، با خود گفتم: در سرزمین غربت غریب افتادهام، خود را برای گریه آماده کردم، زنی از اطراف مدینه نیز خواست با من گریه کند، رسول خدا ج خطاب به او فرمود: آیا میخواهی شیطان را به خانهای فرا خوانی که دو بار از آن رانده شده است؟ خود را کنترل کردم و گریه نکردم. (مسلم)

پیامبر ج در حدیثی که ابومالک اشعری آن را روایت کرده است نوحهخوانی را یکی از کارهای جاهلی و سرانجام آن را بد بیان میفرماید:

قَالَ أَرْبَعٌ فِی أُمَّتِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ لَا یَتْرُكُونَهُنَّ الْفَخْرُ فِی الْأَحْسَابِ وَالطَّعْنُ فِی الْأَنْسَابِ وَالْاسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ وَالنِّیَاحَةُ وَقَالَ النَّائِحَةُ إِذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا تُقَامُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَعَلَیْهَا سِرْبَالٌ مِنْ قَطِرَانٍ وَدِرْعٌ مِنْ جَرَبٍ (رواه مسلم)

چهار چیز جاهلی میان امتم هرگز ترک نمیشوند: افتخار به نسب و حمله وهجوم به مردگان و طلب باران به وسیلهی ستارهها و داد و فغان بر مردگان و اگر قبل از مرگ از داد و فغان توبه نشود، آن كس در روز قیامت در حالی زنده میشود که ظرفی از آهن ذوب شده و زرهای از آتش بر سر و تن دارد. (مسلم)

حتی در حدیثی دیگر گریه را یکی از کارهای کافران قلمداد مینماید، ابوهریره میگوید: رسول خدا ج فرمود: دو ویژگی از ویژگیهای کفر در مردم وجود دارند: طعنه زدن به گذشتگان و داد و فغان بر میت. (مسلم و بخاری)

در حدیث دیگر بیان میکند اگر میت به گریه کردن بر خودش وصیت کند یا نوحهخوانی جزو آداب و رسوم او باشد دچار عذاب میگردد، از عمر ط روایت شده است که حضرت ج فرموده: میت بر اثر گریه و ناله کردن بر او عذاب میبیند. (بخاری)

ابیبرده از پدرش روایت میکند که گفت: وقتی عمر مورد اصابت آن مرد مجوسی قرار گرفت، صهیب فریاد زد: وای برادرم! عمر فرمود: مگر نمیدانید که پیامبر ج فرموده است: مرده بر اثر گریهی زندگان بر او، عذاب میبیند. (بخاری)

منظور از گریه در حدیث گریهای است که همراه داد و فغان باشد، یا چیزهایی مانند پاره کردن پیراهن و زخمی کردن صورت و یا منهیات دیگر را به همراه داشته باشد، ضمناً وقتی مرده سزا داده میشود که در دنیا بدین کار خرسند بوده باشد به گونهای که سنت و روش او میان خانوادهاش بوده یا بدین گناه وصیت كرده باشد و دیگران هم وصیتش را به جا آورند، یا اصلاً چنین کاری میان قوم و قبیلهاش صورت گرفته باشد ولی او به ترک آن اقدام ننموده باشد، اما اگر در حیات خودش از این كار نهی کرده و هرگز بدان خرسند نباشد عذاب و سزایی نمیبیند چون قاعدهی قرآنی حاکی از آن است که:

               فاطر: ١٨

هیچ گناهكاری بار گناه دیگری را به دوش نمی‌كشد.

عرب عادت داشتند بدین عمل ناخوشایند وصیت و سفارش کنند، این شعر از عادت و سرشت آنها تعبیر میکند:

إذا مت فانعینی بما أنا أهله                  و شقی علی الجیب یا إبنة معبد

وقتی که مُردم به گونهای برایم عزاداری کنید که شایستهی مقامم باشد، ای دختر معبد پیراهنها را بر لاشهام پاره کن.

اما خداوند هرگز بر اثر نگرانی و حزن قلب و اشك چشم کسی را سزا نمیدهد، چون این کار از مهر و محبتی سرچشمه میگیرد که خداوند در دلها به ودیعت گذاشته است، بلکه عذاب و سزا فقط مستحق گریه و فغانی است که گفته شد.

عبداللهبنعمر میگوید: سعدبنعباده پیش حضرت ج از بیماریای که داشت شکایت کرد، پیامبر همراه عبدالرحمان بن عوف و سعدبنابی وقاص و عبداللهبنمسعود به عیادش رفتند، وقتی وارد شدند سعد بیهوش بود، حضرت فرمود: جان داده است؟ عرض کردند: خیر ای رسول خدا، حضرت گریه کرد، وقتی یاران گریهاش را دیدند، گریه کردند، فرمود: مگر نمیبینید خداوند بر اثر اشك چشم و حزن قلب کسی را سزا نمیدهد، اما این زبان یا موجب رحمت است یا سزا. (مسلم)

حدیث زینب دختر ابیسلمه به حرام بودن عزاداری بیشتر از سه روز جز برای زن همسرمرده اشاره میكند: وقتی خبر جان دادن ابوسفیان از شام به مدینه رسید، امحبیبه همسر پیامبر- در روز سوم مقداری حنا خواست تا آن را به سر و صورت و دست بزند، سپس گفت من از اینها بینیاز هستم، اما از حضرت ج شنیدهام که فرمود:

لَا یَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تُحِدَّ عَلَى مَیِّتٍ فَوْقَ ثَلَاثٍ إِلَّا عَلَى زَوْجٍ فَإِنَّهَا تُحِدُّ عَلَیْهِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا (رواه البخاری)

برای زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد حلال نیست بیشتر از سه روز در عزا بماند مگر برای همسرش که باید چهار ماه و ده روز در سوگواری باقی بماند. (بخاری)

دوباره از زینب دختر ابیسلمه روایت شده است که بر زینب دختر جحش در حالی که برادرش را از دست داده بود وارد شد. زینب دختر جحش مقداری بوی خوش درخواست كرد و آن را به خودش زد سپس گفت: من به اینها نیاز ندارم، ولی از پیامبر ج شنیدم که بالای منبر فرمود:

لَا یَحِلُّ لِامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تُحِدَّ عَلَى مَیِّتٍ فَوْقَ ثَلَاثٍ إِلَّا عَلَى زَوْجٍ فَإِنَّهَا تُحِدُّ عَلَیْهِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا (رواه البخاری)

برای زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد حلال نیست بیشتر از سه روز در عزا بماند مگر برای همسرش که باید چهار ماه و ده روز در سوگواری باقی بماند. (بخاری)

هدف از سوگواری در این روایات این است که زن باید در این مدت از لباس زرق و برقدار و آرایش کردن و هر چیزی که مقدمهی جماع باشد استفاده نکند، اما شارع به زن اجازه داده است که بر غیر شوهرش سه روز عزاداری کند، چون زن سرچشمهی عاطفه است و خیلی زود متأثر میشود و قلبش به درد میآید، ولی فقها اتفاقنظر دارند كه این تعزیه برای زن واجب نیست و اگر در این مدت شوهر خواستار همبستری با زن باشد حق ندارد شوهرش را از این حق منع کند.