رقص دراویش چیست؟
عرفان

Drucken  Drucken

دراویش‌ قادری‌ از قدیمی‌ترین‌ سلسله‌های‌ طریقت‌ به‌ شمار می‌روند موسس‌ این‌ طریقت‌ «شیخ‌عبدالقادر گیلانی‌» (470ـ561 هـ . ق‌) ملقب‌ به‌ «قطب‌ اعظم‌»، «غوث‌ اعظم‌» و مشهور به‌ «غوث‌ گیلانی‌» از مشایخ‌ بزرگ‌ است‌. پیروان‌ این‌ طریقت‌ درك‌ حقیقت‌ و روشنی‌ روح‌ و وصول‌ به‌ حق‌ را در قیل‌ و قال‌ و سماع‌ می‌دانند و معتقدند كه‌ لذت‌ جسم‌ موجب‌ شادمانی‌ روح‌ می‌شود. آنهادر مجالس‌ ذكر خود با حضور مرشد دف‌ می‌زنند و به‌ روش‌ خاص‌ سر و گردن‌ خود را ابتدا آهسته‌ و به‌ تدریج‌ سریع‌تر حركت‌ می‌دهند و تا آخرین‌ قدرت‌ وتوانایی‌ خود، این‌ كار را ادامه‌ می‌دهند، به‌ عالم‌ جذبه‌ می‌روند و آن‌قدر به‌ ذكر ادامه‌ می‌دهند تا به‌ خلسه‌ برسند و از خود بی‌ خود شوند. در این‌ حالت‌ آنها دست‌ به‌ اعمالی‌ می‌زنند كه‌ هر بیننده‌ای‌ راشگفت‌زده‌ می‌نماید. آتش‌ می‌خورند، بر آتش‌ راه‌ می‌روند، ساج‌ سرخ‌ شده‌ بر سینه‌ می‌زنند، سیخ‌ و خنجر در زبان‌ و گونه‌، گلو و شكم‌ و كتف‌ خود فرو می‌كنند، شیشه‌ و لامپ‌ روشن‌ می‌جوند، اشیای‌ بزرگ‌ را می‌بلعند و با اتصال‌ شیشه‌ و لامپ‌ به‌ بدن‌ خود آن‌ را روشن‌ می‌كنند.


ذكر دراویش‌ قادری‌ بر دو نوع‌، یكی‌ ذكر نشسته‌ و نام‌ «تهلیل‌» و دیگری‌ ذكر ایستاده‌ به‌ نام‌ «هره‌» است‌. در ذكر نخست‌، حلقه‌وار می‌نشینند و شیخ‌ یا خلیفه‌ رهبری‌ ذكر را بر عهده‌ می‌گیرد. او در حلقه‌ مریدان‌ قرار می‌گیرد و در حالی‌ كه‌ تسبیحی‌ در دست‌ دارد به‌ رهبری‌ ذكر دراویش‌ می‌پردازد. برای‌ ذكر ایستاده‌ «هره‌» دراویش‌ به‌ طور ایستاه‌ حلقه‌ای‌ تشكیل‌ می‌ دهند و خلیفه‌ در وسط‌ ایستاده‌ و رهبری‌ ذكر را به‌ عهده‌ می‌گیرد. این‌ ذكر با آهنگ‌ طبل‌ ، دف‌ و شمشال‌ همراه‌ است‌. دراویش‌ این‌ فرقه‌ هر شب‌ سه‌ شنبه‌ و یا شب‌ جمعه‌ به‌ گرد «پیر» جمع‌ شده‌ و مراسمی‌ در برابر او برگزار می‌كنند.

موسس‌ این‌ طریقه‌ خواجه‌ بزرگ‌ «مولانان‌ بهاءالدین‌ محمد نقشبند بخارایی‌» است‌ كه‌ در محرم‌ 717 هـ . ق‌ در دیه‌ «قصر عارفان‌ یا قصر مندوان‌» در یك‌ فرسنگی‌ بخارا به‌ دنیا آمد. برخی‌ از منابع‌ او را از سادات‌ حسینی‌ شمرده‌اند. در وجه‌ تسمیه‌ نقشبند و معنی‌ نقشبند ـ لقب‌ خواجه‌ بهاءالدین‌ ـ نظرات‌ مختلفی‌ وجود دارد، گروهی‌ نقشبند را در معنای‌ مجازی‌ گرفته‌اند و برخی‌ در معنی‌ حقیقی‌. آنان‌ كه‌ معنی‌ مجازی‌ را در نظر داند چنین‌ نوشته‌اند كه‌ بهاءالدین‌ از كثرت‌ ذكر به‌ درجه‌ای‌ رسید كه‌ لفظ‌ جلاله‌ در درونش‌ نقش‌ بسته‌ است‌. ای‌ برادر در طریق‌ نقشبند ذكر حق‌ را در دل‌ خود نقش‌ بند

اما معنی‌ حقیقی‌ كلمه‌ نقشبند صفت‌ مركب‌ فاعلی‌ است‌ از مصدر نقش‌ بستن‌ به‌ معنی‌ تصویر كردن‌، نقاشی‌ كردن‌، صورت‌گری‌ و نقشبند به‌ معنی‌ نقاشی‌ و مصور صورت‌گر است‌. نقاشان‌ برجسته‌ای‌ در این‌ زمینه‌ در قرون‌ هشتم‌ تا دهم‌ وجود داشتند‌ و احتمال‌ نزدیك‌ به‌ یقین‌ بهاءالدین‌ قبل‌ از ورود به‌ طریق‌ خواجگان‌، نقشبند بود. شاید این‌ حرفه‌ پدرانش‌ هم‌ بوده‌ است‌. مروج‌ این‌ طریقت‌ در كردستان‌ «مولانا خالد نقشبندی‌» است‌ كه‌ منسوب‌ به‌ تیره‌ میكاییلی‌ از طایفه‌ «جاف‌» شهر زور است‌. مولانا خالد در اواخر قرن‌ دوازدهم‌ هـ . ق‌ در قراداغ‌ در ناحیه‌ شهر زور متولد‌ شد، پس‌ از تعلیمات‌ نزد پدر و استادانی‌ چون‌ «سیدعبدالكریم‌ برزنجی‌» و… به‌ سنندج‌ رفت‌ و نزد رییس‌العلمای‌ آنجا «شیخ‌ محمد قسیم‌» مشغول‌ تحصیل‌ شد. بعد به‌ سلیمانیه‌ بازگشت‌ و در آنجا به‌ تدریس‌ اشتغال‌ ورزید. فرقه ها و جمعیت های دراویش که همگی ریشه خود را به شکلی به مولانا جلال الدین منسوب میدانند در سراسر منطقه همجوار و نزدیک به ایران از جمله در ترکیه، سوریه، افغانستان، پاکستان و هندوستان پراکنده هستند. سماع و نوعی از آواز و رقص صوفیان در این کشورها در طول زمان شکل های مختلفی به خود گرفته است. در غرب موسیقی صوفیان را عمدتا از طریق گروههای دراویش معروف به " چرخ زن" ترک و سوری میشناسند. ینان لباسهای بلندی می پوشند که قسمت پایین ان چین دار و پهن است. با شروع موسیقی و آواز به دور خود میچرخند و موقع چرخیدن قسمت پایین لباس بالا میرود و بسته به سرعت چرخیدن دامنه ان کم و زیاد میشود. اثر این چرخش که بصورت دستجمعی انجام میشود در حرکتی موزون و طولانی بیننده را نیز با خود مبیرد، سر او را به دوران میاورد و بتدریج از خود بیخود می کند و در حالت خلسه و آرامش فرو میبرد. موسیقی که این رقص را همراهی میکند در هماهنگی کامل برای ایجاد این احساس است. حمزه شکور یکی از برجسته ترین نمایندگان سنت آوازی دراویش سوریه است که رقص "چرخ" ان را همراهی می کند. حمزه شکور که علاوه بر آواز، قاری قرآن نیز هست در سال 1947 در دمشق متولد شد. برخلاف ترکها که سنت سماع را بیشتر نوسازی کرده و جنبه رمزآلود آن را کنار گذاشته اند حمزه شکور و جریان دراویش سوریه برعکس می کوشند در تداوم سنتهای سماع عمل کنند. در این موسیقی از نی، قانون، رباب، عود و تنبور استفاده میشود و اشعار عربی شاگردان و پیروان مولانا در کنار آیات و آوازهای قرانی خوانده میشود.

اندی كرشاو یکی ازخبرنگاران معروف گزارشی از طریقه دراویش تهیه ودر نشریه تلگراف بچاپ رسانده باهم میخوانیم : درباره دراویش بسیار شنیده بودم، به ویژه از صوفیان سنندج در كردستان ایران. اینكه بتوانم با آنان از نزدیك آشنا شوم، آرزویی دراز مدت بود كه سرانجام به واقعیت پیوست.
دراویش سنندج بسیار كم می خورند، بعضی از آنان خرمایی در روز، با این حساب وقت زیادی دارند كه به انجام مراسم مذهبی و آئین های ویژه خود بپردازند. اكنون ما در میان آنان بودیم و نگاهشان می كردیم كه چگونه در اتاقی خالی از همه ترئینات، به نیایش مشغول بودند. مردان چهار زانو مقابل ما نشسته بودند، دف می زدند و ذكر امام علی پیشوای شیعیان را به آهنگی خوش تكرار می كردند.
راهنمای ما مرد مسلط و با اخلا قی است و از من می خواهد از او در گزارش خود نام نبرم؛ در میان درویشان شهرت طلبی گناه محسوب می شود و انسان هرچه می كند باید برای خدا و بدون خودنمایی باشد. او سپس برای ما درباره چگونگی پیوستنش به سلك درویشان شرح داد: اینها درویشانی هستند كه وقتی در حالت وجد و سماع در می آیند، حركاتی بس شگرف از ایشان دیده می شود. عكس هایی روی دیوار است كه درویشان را در حالی كه شمشیری در پهلو، خنجری در سر یا سیخ بلندی در گردنشان فرو رفته نشان می دهد. هیچ خونی به دلیل برخی مهارت ها دیده نمی شود و حالت سماع و وجد به وجود می آید.
آنان می گویند در حالت سماع چنان از خود بی خود می شوند كه چون شیخ خنجر یا شمشیر را در بدنشان فرو می سازد، هیچ دردی حس نمی كنند و مدتی هم با وجود آن شیء در بدن به سماع ادامه می دهند. آخر كار شیخ (یا مرشد) آن را از بدنشان بیرون می كشد و زخم به سرعت خوب می شود و جز اثر نامحسوسی از آن باقی نمی ماند. البته این اعمال همیشه انجام نمی شود و گاه در شرایطی خاص یا برای ایجاد باور در یك تازه وارد صورت می گیرد. عبدالرحمان یكی از دراویش، در برابر چشمان من میخی بر بدن خود فرو می كند: هیچ دردی حس نمی كنم. ما وقتی مبادرت به چنین كارهایی می كنیم، كاملا غرق در عالم وجد و بی خویشی هستیم و هیچ چیز حس نمی كنیم. دیدار از دراویش كردستان یكی از عجیب ترین و جذاب ترین تجربه های من در طول زندگی خبرنگاری ام بوده است؛ اینكه انسان دارای چه قدرت های خارق العاده ای است و چگونه می تواند این قدرت ها را در نزدیك ساختن و پیوند خویش با درون خویش به كار گیرد، از همه دنیا و آنچه در او هست بگذرد و وارد جهانی سراسر عشق و شور و جذبه شود.( پی نوشتها: عرفان ومعرفت ، اندیشه های مولانای روم وماندگار